|
ايرج زبردست
|
باران که بیاید همه عاشق هستند
*امیر عباس مهندس
چاپ پنجم رباعی های ایرج زبردست شاعر جوان شیرازی با عنوان (باران که بیاید همه عاشق هستند)در سال ۱۳۸۸ با نشر روشن مهر منتشر شده است.رباعی هایی که نشان از قریحه ی شاعر دارد،و این ذکر قریحه بدون پیش آوردن و یا دنبال آمدن صفتی که حاصل آن ترکیبی شود ،کامل تر و فراگیرتر است.شعرهایی که زبان حال شاعر بوده و زبان زمان ما میباشد.حالی که پس از کشف و درک موقعیت حاصل می آید و زمانی که از پی ، تاریخی را به دنبال دارد.تاریخی از اندیشه ، عرفان ،کلام ،شعر و در نهایت ساختار و مضمون رباعی ، خاصه اندیشه ی بارز و مستتر پذیرفته شده در شعر و رباعی خیام.
رباعی هایی که هر پاره آن میتواند در حافظه ی گفتاری مردم بنشیند زیرا بر گرفته از اندیشه ی نهادینه شده در وجود آدمی است و شعرها فارغ از من و فردیت شاعر هستند و شاعر هست به علاوه ی تاریخ ،سنت و فرهنگ.
در مجموعه ی صمیمی رباعی های ایرج زبردست ،خواننده ذات شعر را به عینه حس میکند و شاعری که به ذات شعر و شاعرانگی که معمولا به دست نمی آید،برسد،دیگر سخت از آن فاصله گرفته و محتمل دور خواهد شد. که میتوان آن را یکی از پارامترهای جاودانگی کلام شمرد.
اولین چاپ مجموعه ی باران که بیاید همه عاشق هستند ،در سال ۱۳۸۲ بوده است.طنز در بعضی رباعی ها حکایت از شوخ طبعی و ظریف نگاری ایرج زبردست داشته که بیانگر روحیه و نگاه شاعری است که سخت می اندیشد و آسان میگوید......
با تلخیص،نقل از نشریه ی ثریا
فصلنامه ی تخصصی ادبیات و اسطوره
شماره سوم تابستان و پاییز ۱۳۸۸
کسی باور نمیکند اگر بگویم خواب مسجدی را دیدم که در آن عنکبوت قرآن میخواند و کلاغی پیر اذان میگفت. یا آدمهایی را دیدم که بی سر در زیر باران راه میرفتند اما سایه هاشان سر داشت.کسی باور نمیکند اگر بگویم چند نسل قبل از پدرم من به دنیا آمده ام.
........................
خواب دیدم از درخت، از سنگ ،از رود، از باد حکایت تو را میشنوم . خواب دیدم عجیب از تو دورم عجیب به تو نزدیکم .خواب دیدم تو شبیه مادرم بودی، مادری که من پیش از تولد او بدنیا آمده بودم.
..............................
خوابهایم را در کف دست معبری گذاشتم.معبری که جای چشمهایش دو علامت سوال داشت و گیسوانش را برف شانه زده بود.آرام تر از صبح به خطهای کف دستم نگاه کرد و گفت :چه جاده مبهم مه آلودی، چه فرصت اندکی، چه شب بی چراغی. اما به زودی صبح ازشانه های تو طلوع خواهد کرد و یک پیاله پر از ستاره از دستهای روشن او خواهی گرفت.
..........................
خواب دیدم باد مرا برده بود ،اما کسی بدنبال من میگشت ،کسی که نامش معنای ماه میدهد و شب، ستاره چین رویا و طراوت اوست.کسی که میداند زرتشت در نیچه راه میرفت تا بگوید: خواب مسئله کوچکی نیست و بخاطر آن یکروز باید بیدار بود.
.................................
خواب دیدم بیدار هستم
اجرای گروه کنسرت مو سیقی خموش در تالار حافظ
گروه کنسرت موسیقی خموش در دو شب ۱۴ و ۱۵ آبان در تالار حافظ به اجرای برنامه پرداخت.
افراد گروه:
محمد ذاکر حسین: نوازنده تار / آواز/ سرپرست گروه
علی زند وکیلی: آواز
میثم ذاکر حسین: سه تار / تارباس
رهام شناسا: سنتور
حسین نعمت الهی: عود
مهدی شیرازی: کمانچه
پیمان لردی فرد: تار
محمد کریم ابراهیمی: تنبک
اشعار از :حافظ /سعدی /مولانا /شفیعی کدکنی / ایرج زبردست.............در پایان این مراسم از استاد مسعود شناسا آهنگساز توانای موسیقی ،علیرضا کریم پور هنرمند نقاش و ایرج زبردست تجلیل شد.برگزاری این برنامه را موسسه فرهنگی شهر آفتاب به سرپرستی محسن خباز به عهده داشت.
فال گرفتن از دیوان حافظ حال و شرایط خاصی دارد که معمولاً هنگامی که افراد دور یکدیگر جمع شده اند به گرفتن فال می پردازند. در موارد دیگر انسان باید شرایط روانی خاصی که مقتضای حال باشد داشته باشد. فال خوانی کار هر کسی نیست. در اغلب موارد فردی که ریش سفید مجلس و مورد احترام دیگران است و از صدایی دلنشین و سواد کافی برخوردار می باشد، برای فال گرفتن و فال خوانی انتخاب می شود. شیوه ی انتخاب غزل و فال خوانی نیز دارای آداب و شرایطی است. گرفتن بیش از سه فال برای یک نفر نشانه ی بی احترامی به حافظ قلمداد می شود.
نیت کننده معمولاً در هنگام تفأل از دیوان حافظ، او را به عزیزترین کسانش یعنی به خداوند و معشوقه اش (شاخ نبات) قسم می دهد. این قسم معمولاً به این شکل ادا می شود: ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی! تو را به خدا و به شاخ نباتت قسم می دهم که هر چه صلاح و مصلحت می بینی برایم آشکار و آرزوی مرا براورده سازی. ضمن اینکه شاید بهتر باشد برای شادی روح حافظ، صلوات یا فاتحه ای نثار نماییم! تشخیص و پذیرفتن خوب و بد از محتوای غزل، بستگی به وضعیت روحی، عاطفی و باور صاحب فال دارد. در هر صورت در هر غزل حافظ بیتی وجود دارد که صاحب فال آن را مناسب آرزو و نیت خود می یابد و همان را به عنوان وصف الحال و جواب حافظ می پذیرد و به آرامش خاطر دست می یابد.

ایرج زبردست / جهانگیر هدایت
تهران مهرماه ۱۳۸۸

ایرج زبردست / سیمین بهبهانی
تهران مهر ماه ۱۳۸۸