دکتر باستانی پاریزی و رباعیات ایرج زبردست

 
 یادداشت دکتر باستانی پاریزی  درباره ی رباعیات ايرج زبردست
          
          رباعي سراي زبردست روزگار ما 

                     http://sharghnewspaper.ir/Released/89-09-27/435.htm
 
دوست با کمال ما آقای ایرج زبردست ، از تمام فنون شعر، علاقه پیدا کرده است به رباعی سرایی، کاری که حکم  سهل و ممتنع شامل آن می شود . سالها پیش من در مقدمه کتاب شعر خانم توران شهریاری نوشته بودم : تنها یک مورد است که مخلص پاریزی همیشه دوستان را از سرودن شعر به آن صورت  یعنی رباعی منع می کردم هر چند خودم ، به قول تقی اوحدی گاهی مرتکب آن می شدم . صاحب المعجم می گوید : .....وزن رباعیات مالوف طباع است و متداول خاص و  عام........الحق وزنی مقبول و شعری مستلذ و مطبوع است ، از این جهت اغلب نفوس نفیس را بدان رغبت است و بیشتر طباع  سلیم را بدان میل........( تکرار آب روان ، در شهر نی سواران ، ص 173 ) لابد خواهید گفت شعری که اینقدر شمس قیس رازی از آن تعریف می کند چرا دوستان را از آن منع کرده ام ؟ دلیل من خیلی ساده است : یا رباعی خوب خواهید گفت در حد اعلی ، و یا رباعی متوسط خواهید گفت، در حد ضعیف . نتیجه به این صورت است که اگر خوب بگویید هنوز چند صباح از سرودن آن نگذشته و به قول معروف _ نم کفن شما خشک نشده _ حتی در حیات خود شما رباعی شما می رود توی مجموعه رباعیات حکیم عمر خیام ، و آن وقت بیرون کردن آن از آن گرداب کار حضرت فیل است و در آن مقاله نمونه هایی هم آورده ام. اگر هم رباعی بد باشد ، که دیگر تکلیفش معلوم است اصلا شعر چه ضرور زودتر از خود آدم می رود به گور .
اما دوست با ذوق و با کمال ما که طبعا ذوق را از شیرازیان به ارث برده است و شیرازی است در کار رباعی سرایی سبک و روش و مفهوم تازه ای را به کار برده  و به همین سبب احتمال دارد از دو حكمی که قبلا کرده بودیم بر کنار بماند . و به همین دلیل مجموعه هایی که چاپ کرده از شیرینی و جذابیت خاص بر خوردار است . و گمان من است که از آن آفت که گفتم بر کنار خواهد بود
.
  مفاهیم تازه در دنیای امروز کم  نیست . والبته هنرمند باید آن قدر توانا باشد که یک مفهوم نامحدود را در چهار مصراع محدود  که دوتای اولی ِآن هم در واقع مقدمه و پیش درآمد است بتواند بگنجاند و خوب عمل کند بطوری که در ذهن خواننده بماند . و من گمان کنم که آقای ایرج زبردست در این مورد بسیار زبردستی خود را نشان داد است . و حالا آنچه باقی می ماند این است که کاری نکند که رباعی های خوبش در ریگزار رباعی های متوسط محو و گم شود  و این البته کاری است که ذوق و همت و فداکاری و گذشت یک شاعر خوب را می طلبد  . توفیق  این دوست عزیز را در روشی که  در پیش دارد  آرزومندم . امیدوارم که نسخه های بعدی مجموعه هاي رباعي ایشان  را پر بارتر و زیباتر از نسخه اولی  دریافت کنم . 
  
                                                                                  منبع : روزنامه ی شرق  شنبه ۲۷ / ۹ / ۱۳۸۹

خانه ام ابری ست

 

صورت ازلی بخت این روزها در قرار ملاقات با من کوتاهی میکند و افتادن اتفاقی مسموم ، دقیقه های سرد یکریزی را برایم به ارمغان آورده است . تنها از او ، و همه ی ضمیرهای مخاطب یک پنجره دعا می خواهم . دعایی به رنگ آواز گنجشک های روشن  صبح ، دعایی که ساعت استجابت را کوک کند ...... ایمان دارم  آسمان  بعضی شبها با کیسه ای پر از ستار ه ،  پا روی زمین می گذارد و  در گلدان تاریک نا امیدی گل نور می کارد .

........................

این روزها ، در من ، من بی سقف ، ابری رازدار  دارد  می بارد

........................

رد این سطر ها را بگیرید اما  نپرسید چرا خانه ام ابری ست