صورت ازلی بخت این روزها در قرار ملاقات با من کوتاهی میکند و افتادن اتفاقی مسموم ، دقیقه های سرد یکریزی را برایم به ارمغان آورده است . تنها از او ، و همه ی ضمیرهای مخاطب یک پنجره دعا می خواهم . دعایی به رنگ آواز گنجشک های روشن  صبح ، دعایی که ساعت استجابت را کوک کند ...... ایمان دارم  آسمان  بعضی شبها با کیسه ای پر از ستار ه ،  پا روی زمین می گذارد و  در گلدان تاریک نا امیدی گل نور می کارد .

........................

این روزها ، در من ، من بی سقف ، ابری رازدار  دارد  می بارد

........................

رد این سطر ها را بگیرید اما  نپرسید چرا خانه ام ابری ست