عطر حرف
بايد يادت مانده باشد، حوض ماهی ها و صداي معنوي آب. من روبروی تو ، خيره به تو ، كنار سعدي بي زوال ،حافظ و عرشي كه در دلم به لرزه در آمده بود ، تا هماي فال در نگاهمان پر بزند:
چه مستي است ندانم كه رو به ما آورد
كه بود ساقي و آن باده از كجا آورد
![]()
به تنگ چشمي آن ترك لشكري نازم
كه حمله بر من درويش يك قبا آورد
میبینی چقدر خوب یادم مانده است.بايد ياد تو هم مانده باشد. میدانم تو هم خوب يادت مانده است ، آن روزهاي سالم و سرشار، آن روزهاي پر فروغ خاطره هاي بي برگشت.
![]()
همين چند ساعت پيش ، با محمد علي بهمني، شاعري كه دلش براي خودش تنگ مي شود ، بر مزار شيخ سطر ، شيخ غوغا زبان ، سعدي زيبانگر بودم. كه ديروز ، از راه رسيد و باز يادم را نقاشي حرف كرد.
![]()
يك ارديبهشت ماه جلالي خيامي
ياد روز سعدي ![]()
بر همه خوبان پارسي گو همايون باد.
ارادتمند نازنينان
ايرج زبردست