عطر حرف
.......................................
نمیدانم از کجا و چگونه در آغوش حرف بنشینم و در اتاق کلمه ها قدم بزنم.راستش بعضی از عزیزان به سایت و وبلاگ های دیگران میروند و به نام من پیغام میگذارند. پیام هایی عجیب و غریب که روح مرا به صلیب حیرت و تعجب میخکوب میکند. حالا چگونه این کار را ، و با چه وجداني انجام میدهند خدا میداند و بس.
.................................................
نه از آن دسته شاعرانی بوده و هستم که به نهاد و گروهی وابسته ، يا باج داده باشم . و نه عادت دارم به وبلاگ ها سر بزنم و پیغام بگذارم. یا بنویسم :به روزم ، یا لینکتان کردم ، لینکم کنید. از ین جور عادات و مباحث اینترنتی که سخت از آن گریزانم و به ندرت ،آن هم در مواقع ضروری ، تن به آن میدهم.خلوتی دارم به رنگ ابدیت و اتاقی که بوی سیب و ازل و ماه میدهد.حالا این اشخاص چه قصد و غرضی دارند و چه در سرشان نفس میکشد،خدای دانا آگاهست.
هر که جانب اهل وفا نگه دارد
خداش در همه حال از بلا نگه دارد
..........................................
بیایید مهربان باشیم آنقدر مهربان ، که دری بسته نبینیم و همسایه ها با گل به یکدیگر سلام کنند.آنقدر مهربان ،که به قول بامداد بی زوال ،قفل افسانه و شب در دورترين نقطه جهان چادر زده باشد.مهربان باشیم ، آنسان که آب و سنگ هم برایمان دعا کنند . دعا کنند انسان بمانیم و زیر سایه آن لغت تنها ، با تن ها به سمت آن دریاچه رویایی زیبا حركت كنيم.خاک را ببوسیم تا به آسمان ایمان بیاوریم.پرنده باشیم تا بفهمیم ، محبت آسمانی ست که هرگز گم نخواهد شد.
ارادتمند نازنینان
ايرج زبردست